اشعار مذهبی

برای بهره مندی از اشعار مورد نظر از آرشیو موضوعی بر حسب ماه قمری استفاده کنید

مدینه و کربلا

آشنا با دل ماتم زدگان چشم تر است**آن چه از دیده رود حاصل خون جگر است


خون دل خوردن محزون شدن و غم دیدن**جملگی حاصل هجران وفراق وسفر است


شوق پرواز و به دیوار قفس کوبیدن**کار هر مرغک دل خسته و بشکسته پر است


آنکه‌حسرت‌خوردازداغ‌تماشایک‌عمر**باغبانی است که باغش همه بی برگ و بر است


بودنی همچو فنا و دم به دم جان کندن**کار آن که طلبد مرگ ولی محتضر است


رنج آوارگی و زخم زبان و طعنه ها**همه در پیش فراغ و غم تو مختصر است


ضربه کعب نی و سیلی و تازیانه‌ها**پیش اندوه تماشای سرت بی اثر است


نیلی چهره و نیلوفر تن،قدکمان**اثری از ستم دست جفا در گذر است


دست بسته و کبودی رخسارم**ارث مظلومیت حیدر و داغ کوثر است


کربلا که امتداد کوچه مدینه بود**باقی اجرت تعیین شده پیمبر است


قتل ششماهه و بشکستن پهلو هردو**قسمت دوباره اصغر و سهم اکبر است


کوفه ای که روزی از دعای او شد سیراب**در پی تلافی لطف حسین به خنجر است


خنجرو نیزه که شد بر سر آن راس حسین**هر دو تا یک اثر از تیزی مسمار در است


همه جا گریه کن کنج تنور و پای نی**مادری همسفر راس تو تا تشت زر است


++++++++++++++++++++++++++++++++++++


گربه‌چشم‌دل‌ببینی‌کربلا***صحـنه‌ای‌بین‌درودیـوار‌‌‌بود


برسرتیری‌که‌براصغرزدند***مطمئنم‌تکه‌ای‌مسماربود

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 1:12  توسط محمد علی صولی  |