مدینه و کربلا
آشنا با دل ماتم زدگان چشم تر است**آن چه از دیده رود حاصل خون جگر است
خون دل خوردن محزون شدن و غم دیدن**جملگی حاصل هجران وفراق وسفر است
شوق پرواز و به دیوار قفس کوبیدن**کار هر مرغک دل خسته و بشکسته پر است
آنکهحسرتخوردازداغتماشایکعمر**باغبانی است که باغش همه بی برگ و بر است
بودنی همچو فنا و دم به دم جان کندن**کار آن که طلبد مرگ ولی محتضر است
رنج آوارگی و زخم زبان و طعنه ها**همه در پیش فراغ و غم تو مختصر است
ضربه کعب نی و سیلی و تازیانهها**پیش اندوه تماشای سرت بی اثر است
نیلی چهره و نیلوفر تن،قدکمان**اثری از ستم دست جفا در گذر است
دست بسته و کبودی رخسارم**ارث مظلومیت حیدر و داغ کوثر است
کربلا که امتداد کوچه مدینه بود**باقی اجرت تعیین شده پیمبر است
قتل ششماهه و بشکستن پهلو هردو**قسمت دوباره اصغر و سهم اکبر است
کوفه ای که روزی از دعای او شد سیراب**در پی تلافی لطف حسین به خنجر است
خنجرو نیزه که شد بر سر آن راس حسین**هر دو تا یک اثر از تیزی مسمار در است
همه جا گریه کن کنج تنور و پای نی**مادری همسفر راس تو تا تشت زر است
++++++++++++++++++++++++++++++++++++
گربهچشمدلببینیکربلا***صحـنهایبیندرودیـواربود
برسرتیریکهبراصغرزدند***مطمئنمتکهایمسماربود
