فاطمیه

آتش كشيد فتنه ابليس خانه را**سوزاند چشم تنگ حسد آشيانه را


دنبال يك بهانه به هر در زدند تا**پيدا كنند بهر تعرض بهانه را


هر كس به پاي نامه خود مهر ميزند**ثاني به روي فاطمه زد اين نشانه را


بايد غلاف روضه بخواند براي ما**بايد شنيد درد دل تازيانه را


ديدي كه كار دست علي داد كينه ها**ديدي نديد كشتي داغش کرانه را


در خاطر كبوتر زخمي چه نقش بست**ديگر نخورد با دل خوش آب و دانه را


تقديم روح مادر سادات كرده ام**اين چند بيت مختصر و عاميانه را =======  عرب خالقي


------------------------------------------------------------------------------------------------------


به همان كس كه محرم زهراست**دل من غرق ماتم زهراست


گر محرم عزاي زينب بود**فاطميه محرم زهراست


طاق محراب و گنبد مسجد**یادگار قد خم زهراست


آن چه در حشر هم نمي خشكد**کوثر اشک نم نم زهراست


وآنچه شرح غمش بود بسيار**زندگي كردن كم زهراست


وآن كليدي كه ره گشاي علي است**گفتن اسم اعظم زهراست


وآنچه خشم خدا به آن بسته است**موي خاكي و در هم زهراست


حتم دارم دلم روا گردد**چون دخيلش به پرچم زهراست =======رضا جعفری


-----------------------------------------------------------------------------------------


داني كه چرا سرشك مانوس عليست**يا آه چرا به سينه محبوس عليست


يك مرد نبود تا بگويد نامرد**اين زن كه تو ميزنيش ناموس عليست =======جواد هاشمي


-----------------------------------------------------------------------------------------------------


دوباره شب شد و سردرد دارد**بميرم باز مادر درد دارد


از اين پهلو به آن پهلو شد و گفت**عزيزم زخم بستر درد دارد


شنيدم در قنوت وتر ميگفت**خدايا مرگ كمتر درد دارد


بر اين سوره بيا و دست مگذار**كه آيه آيه كوثر درد دارد


ز اشك باغبان پرسيدم و گفت**نگاه ياس پر پر درد دارد


گذشت و عصر عاشورا چشيدم**غلاف و دست كافر درد دارد======عرب خالقي


---------------------------------------------------------------------------------------------


اشكم ولي ز چشم مدينه چكيده ام**ياسم كه جاي باغ به در آرميده ام


چون ابر پشت پاي علي اشك ريخته ام**چون آه در هواي علي پر كشيده ام


اي شبه مرد هاي مدينه چه ميكنيد**من ذوالفقار خسته ولي آب ديده ام


گفتي صلاح نيست كه نفرينشان كني**دست از دعا كشيدم و عزلت گزيده ام


همچون نسيم در زده ام خانه هايشان**هر شب به كوچه هاي مدينه وزيده ام


در جلوه ام دوباره مكرر نمي شوم**چون فرصتي گذشته ام و سر رسيده ام


نفسي فدا لنفسك يا مرتضي علي**هر چه بلاي توست به جانم خريده ام====== رضا جعفري


------------------------------------------------------------------------------------------------------------


مگو به بردن تابوت گلي كسي پا نيست**بگو غريب تر از باغبان در اينجا نيست


مگو كه هفت نفر كرده اند تشييع اش**ز ازدحام ملائك در اين زمين جا نيست


چه كرده اند به زهرا كه زير تابوتش**به شك صحابه فتادند جسم آيا نيست


بگو به مادر عصمت بخواب آسوده**كه حجم پيكر تو روي دست پيدا نيست


تمام غصه ام از وقت دفن زهرا بود**ندا رسيد مخور غم علي كه تنها نيست


ببين به دست كسي ميدهد جنازه گل را**كسي كه دست شريفش شبيه بر ما نيست


ترك به آينه قلب شيعه افتاده**كه قبر باطن آيينه ها هويدا نيست


ببين جواب سوال مرا تو ميداني**كه هست فاطمه امشب ميان ما يا نيست=======عرب خالقي

دیگه ببخشید

 

تا حالا فکر کردی چرا اين نسل اين طورين ؟ منظورم مثلا مذهبياشن ، اونايی که ما بهشون ميگيم هياتی ، يا ولايتی ، يا مذهبی ،يا دوآتيشه ، يا بسيجی ، يا بچه مثبت ، يا بچه ريشدار ، يا بچه منگل يا ... آره همين جماعتی که کم کم دارن به يه معضل بزرگ تبديل ميشن . چرا اينا اينقدر سطحی شدن ؟؟؟ تمام هنرشون اينه که اسب را با عين مينويسن ، قند را با غين ، شاعراشون هم در سرودن بديهيات ذوق سرشاری دارن :

 

آنچه در چشم ميرود خواب است

 

وانچه در جوی ميدود آب است.

 

2- توی کمد هر کدومشون ميتونی انواع و اقسام آدمايی را ببينی که دارن با اسم مقدس ذاکری و مداحی عقده های درون خفته شونو بروز ميدن ، ولی نوار کاست يا سی دی يه سخنرانی به درد بخور ، براشون چندش آور و خسته کننده و بی معناست ؛ البته اگه داشته باشن که معمولا اينجور چيزا توی وسايلشون مثه خودت کيمياست .

 

مث بعضی از نوچه ها که از لات بازی فقط سر پا ...شيدنو ياد گرفتن ، اينا هم از دين ، روزانه فقط نماز سرسری خوندن ، از شباش فقط .... و از مطهرات ، فقط غسل جنابت . از پوشش ، فقط لباس يقه آخوندی ، از کتابا کتاب نوحه و سبک ، از اماما فقط اشک و از حسين فقط شور سينه زنی به سبک هلالی و سيب سرخی و کريمی ووووو ... همينا از جنگ فقط ادا و اصول چن تا شوخی بيجا و بيمزه را بلدن و بس .

 

از آوينی هم فقط آرم روايت فتح را ميشناسن . چرا جای آدمهايی مثه آوينی ، با اون تفکر و ولايت را ، عده ای بی دست و پا جاهل برای ما پر کردن ؟ ميدونم که ميدونی اين اسمها برای خيلی ها هم يه کيسه شده ، اندازه يه آخور اسبهای حاتم طايی . حتی دلسوزيها هم يه سوخت و سوزی داره و صد البته که هر سوخت و سوزی هزينه و بهای ويژه ای .

 

بگذريم حرف زياده ولی فعلا باشه تا بعد . باقيش را توی اين شعر آوردم :

 

کاروان رفت و از عمد مانديم

 

تا که خود را به مردم رسانديم

 

دست داديم و رودست خورديم

 

ناگهانی به بن بست خورديم

 

هر چه ديديم گفتند خوابست

 

گريه کرديم و گفتند آبست

 

چشم بستند و ما را نديدند

 

مثل روی خوش از ما بريدند

 

عده ای زهر خوردند و رفتند

 

عده ای خوب مردند و رفتند

 

عده ای مثل مرداب بودند

 

در لجن زار خود خواب بودند

 

دسته ای خويش را کشف کردند

 

روح درويش را کشف کردند

 

آب از دست کشکول خوردند

 

از تبرزين خودگول خوردند

 

الغرض روستامان چنين بود

 

جنگ يک عده روی زمين بود

 

حرف يک عده سربسته و زخم

 

خطبه ی عده ای آتشين بود

 

از علفهای هرزه شنيدم :

 

باغ محتاج دست وجين بود

 

روی اخلاص ما کار کرديم

 

در حبش سين ما جای شين بود

 

عذر ترکيدن شيشه ی بغض

 

دست کوتاهی آستين بود

 

کاش در قلب دينداری ما

 

يک رگ از جوری باشتين بود

 

کاش ميشد رکابی به چا کرد

 

سينه ی جاده ها را صداکرد

 

خضر راه ابابيلها بود

 

صخره ی ساحل نيلها بود

 

جسم فرسوده را رويه ها کرد

 

بر سر قبر خود مويه ها کرد

 

سيصد و سيزده نيزه برداشت

 

روی هر نيزه يک دست سر کاشت

 

کاش اين کاشها انتها داشت

 

شهر بی دين ما هم خدا داشت

 

آی ای کاشهای خيالی

 

جاری کوزه های سفالی

 

باز خواهد شد آخر تو را دل

 

فسخ ميگردد اين عقد باطل

 

روی امواج ساحل نشينيد

 

بازهم روی دريا ببينيد

---------------------------------------------------

با عرض سلام خدمت همراهان خوب و صميمي

متن بالا را عینا از وبلاگ کیمیا كپي كردم تا جوابي در خور اين آقا را بدهم

البته از بچگي به ما ياد دادن سرمون تو كار خودمون باشه و به اعتقادات ديگران كاري نداشته باشيم

اما خوب ديگران نمي ذارن ما هم شرمنده همه هستيم

-----------------------------------------------------

1-خدا وكيلي ما معضل هستيم يا شما هايي كه هر كدومتون يه فرقه مي زنيد محرم برا امام حسين سر ميشكونيد و ظهر عاشورا يادتون ميره حسين كي بود ما معضل هستيم يا شماها كه به براي اينكه تحويلتون بگيرند خودتون رو عين ما درست مي كنيد محرم مداحيد و بعدش خواننده مجالس ما يه حسين گفتيم و تا آخرش ميريم اما شما هر روز  سه بار عاشق ميشيد (فارغ شدنش رو شك دارم) مطمئن باشيد اوني كه دنبال كارهاي ديگه است از شماهاست در لباس ماها

2-شكر خدا كه همين دو تا كار رو بلديم نه رقص تانگو و اكسي‍‍ژن و قرص اكس خوردن پيش هر كس خوابيدن شكر كه شبا تو خونه خودمونين نه تو پارتي ها و كثافت كاري   در ضمن شما ها رو نميدونم اما اونهايي كه من ميشناسم كمداشون پر از نوار و سي دي سخنراني و مداحيه هيچ وقت هم از شنيدن اين چيزا خسته نشدن كسي مثل حاج عليرضا شمشكي كه اينقدر تو هيئت كربلا كربلا كرد تا توي يه سال (82) سه بار كربلا رفت خوش به حالش

3-شما چرا به اون درجه از معرفت و ولايت نرسيدي تا آدمهايي به زعم شما جاهل در راس كار باشند شما چرا نبوديد شما كجا بوديد تا معضلات مهم مملكت رو (كه احتمالا هيئت ها هستن و بس) را حل و فصل كنيد *نميدونم شما فيلم جنگي زياد نگا مي كني نه چون تو فيلما فقط شوخي ها رو نشون ميدن اما از جون گذشتن ها رو نه اما بهتره بدوني آمار شهداي بسيجي و بچه مثبت از ارتشي ها خيلي بيشتر بوده در ضمن بهتره بدوني حاج محمود كريمي فرزند يك مفقود الاثر و برادر شهيد است (اگه نمي گيد كه شهيد شدن اونا هم فيلم بازي كردن بوده

4-نمي دونم ما چه گناهي كرديم كه تا كاري مي كنيم ميگن فلانيه ها راديو پيام گوش ميديم ميگن اين همونيه كه مداحي ميكنه ها سوار موتور ميشي ميگن آهان ديدي اينا خودشون بالا پائين ميرن دخترا رو ديد بزنن مي ري به هواي رفيقت تو يه محله ديگه ميگن به هوا فلاني مياد خلاصه شديم انگشت نماي مردم اگه هيچ كاري هم نكني ميگن اين راديكاله اين تندروه اين افراطيه و هزار تا انگ ديگه كه چپ و راست برات مياد حرف آخرم اين كه

آنچه از چشم ميرود اشك است

باقي زندگي همه كشك است

قبر عباس از چه كوچك شد

او خجل از مصيبت مشك است

 

تقدیم به خواهران خوبم

دخترم باتو سخن مي گويم     گوش کن با تو سخن مي گويم    زندگي در نگهم گلزاريست   و تو با قامت چو نيلوفر  شاخه پر گل اين گلزاري   من در اندام تو يک خرمن گل مي بينم   گل گيسو   گل لبها   گل لبخند شباب    من به چشمان تو گل هاي فراوان ديدم                 گل تقوا   گل عفت    گل صد رنگ اميد     گل فرداي بزرگ  گل دنياي اميد       مي خرامي و تو را مي نگرم              چشم تو آينه روشن دنياي من است       تو همان خرد نهالي که چنين باليدي         راست چون شاخه سرسبز و برومند شدي      تو همان پر غنچه درختي همه لبخند شدي         ديده بگشاي ودر انديشه گل چينان باش     همه گلچين گل امروزند   همه هستي سوزند        کس به فرداي گل باغ نمي انديشد     آنکه گرد همه گلها به هوس مي گردد    بلبل عاشق نيست     بلکه گلچين سيه کرداريست که سراسيمه مي دود در پي گلهاي اميد       تا يکي لحظه به چنگ آرد ريزد بر خاک        دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک            تو گل شادابي         به ره باد مرو              غافل از باغ مشو              اي گل صد پر من             با تو در پرده سخن مي گویم     گل چو پژمرده شود      جاي ندارد در باغ            گل پژمرده نخندد بر شاخ               کس نگيرد ز گل مرده سراغ           دخترم با تو سخن ميگويم     عشق ديدار تو بر گردن من زنجير است         و تو چون قطعه الماس درشتي کمياب      گردن آويز بر اين زنجيري       تا نگهبان تو باشم    زحرامي هرشب      خواب بر ديده من هست حرام              بر خود از رنج بپيچم همه روز    ديده از خواب بپوشم همه شام                دخترم گوهر من گوهرم دختر من      تو که تک گوهر دنياي منی              دل به لبخند حرامي مسپار           دزد را دوست مخوان      چشم اميد بر ابليس مدار   ديو خويان پليدي که سليمان رويند   همه گوهر شکنند      ديو کي ارزش گوهر دارد         نه خردمند بود آنکه اهريمن را   زسر جهل سليمان خواند      دخترم اي همه هستي من     تو چراغي چراغ همه شبهاي مني                 به ره باد مرو                       تو گلي دسته گلي صد رنگي پيش گلچينان منشين   تو يکي گوهر تابنده بي مانندي               خويش را خوار مبين  آري اي دخترکم           اي سراپا الماس      از حرامي بهراس        قيمت خود

 

مشکن       قدر خود را بشناس            

غم عشق

گويا غم عشق پايان ندارد**درد جدائي درمان ندارد

از داغ جانان در قلب سوزان**اندوه هجران پايان ندارد

هر کس که عاشق شد در ره دوست**يا سر سپارد يا جان ندارد

پرسي اگر از رنگ غم عشق**سرخ و کبود است جز آن ندارد

يا سرخي خون يا روي گلگون**رنگي به جز اين جانان ندارد

يا چون شقايق يا چون بنفشه**ياس سفيدي دوران ندارد

يا ارغواني يا قد کماني**جز اين دو حالت خواهان ندارد

نيلي چو لاله يا چون سه ساله**اين گونه گل هيچ دوران ندارد

يا قامتي خم در کوچه غم**يا در خرابه سامان ندارد

حاج محمود کريمي محرم 80

ولادت حضرت زینب کبری(س)

امشب ز اوج آسمان باران اختر می‌چکد**از انتهای کهکشان مینای کوثر می‌چکد

از دست ساقی تا سحر جرعه ز ساغر می‌چکد**بر دل رسیده کیمیا از دیده ها زر می چکد

امشب شب مولودی دردانه زهرا بود(2)

-----------------------------------------------

بر مقدم او از سما اختر نشانی می شود**ساغر به رقص آید کنون می جاودانی می شود

رنگین کمان در سجده اش قامت کمانی می شود**با یک اشاره از ازل دل آسمانی می شود

عشق از پی تفسیر او سرگشته معنا بود

امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

----------------------------------------------

از نور روی او قمر رو سوی انجم میکند**خود را به پشت ابر ها خورشید هم گم میکند

چون غنچه ای لب وا کند طاها تبسم میکند**زهرا به اشک شوق خود در دل ترنّم میکند

او زیور هفت آسمان و زینت بابا بود

امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

-------------------------------------------------

شد از هم اکنون صبر عالم واله و شیدای او**شمس و قمر پروانه ای بر چهره مهتاب او

او بی قرار و در کنارش جد و مام و باب او**تا آنکه آغوش حسینش میشود محراب او

در عشق او پیغمبر فرهنگ عاشورا بود

امشب شب مولودی دردانه زهرا بود

جعلت فداک يا ابا عبدالله الحسين(ع)

جعلت فداک يا ابا عبدالله الحسين(ع)

مرا درد و مرا درمان حسين(ع) اســت

مـرا اول مـــــــرا پايان حسين(ع) است

دل هر کـس به ايماني سرشتـــــه

مرا هم دين و هم ايمان حسين(ع) است

همه عالم به اذن حق تعالــــــــــي

چو عبدي سر به فرمان حسين(ع) است

بهشت و جنت و فردوس اعــــــلاء

همه معلــــــــــول پيمان حسين(ع) است

براي هر دلي جانان و جانـــــــــــي

مرا هم جان و هم جانان حسين(ع) است

عقول جن و انس و هم ملائــــــک

به حقِ حق که حيران حسين(ع) است

چو خواهم روضه ي رضوان به فردا

که من را روضه ي رضوان حسين(ع) است

چرا عالم ز جانش نـــــــــــاله دارد

مگر  او هم پريشان حسين(ع) است

اگر خواهي ز حال عبد مســــــکين

خوشا حالش که مهمان حسين(ع) است

نقل از وبلاگ یا ابالفضل العباس

سلام
یکی از دوستان طرح بسیار جالبی دارد که تا نیمه شعبان هر روز یک حزب قرآن بخوانیم برای تعجیل در فرج
امید وارم شما هم همراه شوید لینک ایشون هم در قسمت پیوندهای روزانه قرار داده شده است
یا حق

امام زمان (عج)

ای نگین پادشاهی ولا**آینه دار حریم مصطفی
ای دل دریایی بی انتها**ای حبیب من وصی مرتضی
ای تو اشک غربت بنت النبی**پاره پاره های قلب مجتبی
ای تو امید اباالفضل علی**سلسله دار شهید کربلا
ای تو راز سجده سجاد ها**ای تو صیاد همه بیداد ها
تو برای علم باقر باقری**ساغر عشقی ز رحمت وافری
تو امیر مذهب صادق شدی**جملگی بر عاشقان عاشق شدی
ای تو موسای جلیل کردگار**ای رضا در راضی پروردگار
ای تقی و ای نقی ای هست من**جان زهرا گیر آخر دست من
ای فروغ بی دریغ عسگری**عشق را فرمانروای لشگری
شهریار ملک سلطان بقا**یادگار یازده نور خدا
ای طلوع فجر ای شاه سخا**معنی طاها و یاسین هل اتی
تا به کی اندر پی‌ات بهر لقاء**بنگرد هر سو دو چشم بینوا
خود بگو تا آنکه فتوایش کنم**وین سر شوریده را رامش کنم
خود بگو شاید رهی پیدا شود**در شبم آخر مهی پیدا شود
ای دل دریایی بی انتها**خسرو شیرین کش دیر آشنا
شمش کوچک باشم ار بر من کنی**یک نگاهی از سر لطف و صفا

این شعر را یکی از بهترین دوستان بنده جناب آقای حاج علیرضا شمشکی سروده اند
انشاالله که همیشه موفق باشند البته چند شعر دیگر هم دارند که کم کم آنها را مینویسم

فاطمیه

این دل از کوچه سخنها دارد**ماجرای گل بطحا دارد
هست این شعر زبان حالم**که در آن ذره ای افشا دارد
چون که دستان خدا بست عدو**دید که یار چو زهرا دارد
آنقدر زد به بر و بازویش**دید او حالت اغما دارد
آنکه می داد به ضارب فرمان**گفت هر چه بزنی جا دارد
ضارب از اشک حسن می خندید**خنده بر گریه چه معنا دارد
حسن از درد به مردم می گفت**مگر این صحنه تماشا دارد
آن یکی گفت که از خیبر و بدر**عقده در سینه ز مولا دارد
مادرم رفت به دنبال علی**زینبش از پی‌اش آوا دارد
ندهم شرح دگر واقعه را**گر چه این داغ بقایا دارد
با که گویم غم آن مسجد را**شرح این غصه درازا دارد

حضرت زینب (س)

هر جا سخن آید ز عشق حرف از پیام زینب است**پر می کشد سوی دمشق قلبی که رام زینب است
مستان عالم در پی‌اش دلدادگان مست مست‌اش**از جرعه پی در پی‌اشدلها به کام زینب است
مجنون کجا لیلا کجا زینب گل زهرا کجا**پر می زند دلها کجا آنجا که دام زینب است
دلدادگی دلداده اش آزادگی آزاده اش**میخانه مست باده اش مستی ز جام زینب است
شد قبله جان کوی اوصد همچو قبله سوی او**عالم به یک یا هوی او در زیر گام زینب است
او که بود نور دو عین محتاج مهرش عالمین**هر کس بود مست حسین عبد مدام زینب است
گر در جهان باشد به پا یاد غم کرببلا **شیعه اگر مانده به جا از ذکر نام زینب است
سجاده اش محراب خون از روز اول تا کنون**بر دل دهد درس جنون اینسان مرام زینب است
هر کس عبادت می کند یاد از ولایت می کند**دل گر زیارت می کند مست سلام زینب است
هر لحظه بوده با حسین یارش نبود الا حسین**ذکر قشنگ یا حسین حسن ختام زینب است

امام حسن عسگری

ای خدایت داده بر خلق دو عالم سروری**ای گدایت را به خیل شهریاران برتری
خاک پایت زهره و خورشید و ماه و مشتری**بار دارد خادمت بر در گه پیغمبری
ماه رویت احمدی و تیغ نطقت حیدری**دست ما و دامن تو یا امام عسگری
-----------------------------------------------------------------------------------------------
تو خدا را عبد و معبود و امام مردمی**تو به بزم آسماانیها چراغ انجمی
خود حسن فرزند دلبند علی چهارمی**نجل پاک ده ولی ابن الرضای سومی
هرچه در وصفت بگویم باز داری برتری**دست ماو دامن تو یا امام عسگری
-----------------------------------------------------------------------------------------------
دل اگر سینا بود طور تجلایش توئی**آخرین در(گوهر)خدا مهدیست دریایش توئی
آنکه بر عیسی کند روز قیامت سروری **دست ما و دامن تو یا امام عسگری
-----------------------------------------------------------------------------------------------
خط حسن خالت حسن خلقت حسن خویت حسن**پای تا سر حُسن در حُسن و گل رویت حسن
کنیه ات ابن الرضا و نامنیکویت حسن **موی و روی و قد و خط و چشم و ابرویت حسن
حُسنها گشتند در بازار حُسنت منجلی**دست ما و دامن تو یا امام عسگری

با عرض سلام بالاخره مخابرات دیشب اینترنت را درست کرد اختلال به خاطر تعویض دستگاهها و تغییر پیش شماره منطقه ما بوداز این بهبعد مثل سابق در کنار شما هستم