«أنت خير البشر» علي جانم

من همان زائري که مي داني

بيقرار از تب پريشاني

 

عابر کوچه هاي دلتنگي

خسته از روزهاي حيراني

 

مردي از خانواده سلمان

عاشقي از تبار ايراني

 

تشنة يک نگاه دلجويت

تشنة آن شراب روحاني

 

در نگاهم عريضه اي دارم

که تو آن را نگفته مي خواني

 

ذره اي هستم آفتابم کن

خاک راه ابوترابم کن

 

*

 

از نگاهت حيات مي ريزد

سرّ صبر و صلات مي ريزد

 

از تجلي روشن ذاتت

جلوه جلوه صفات مي ريزد

 

دستگير هميشة عالم

از رکوعت زکات مي ريزد

 

از کراماتِ دست تو رزقِ

همة کائنات مي ريزد

 

لب اگر واکني زمين و زمان

هستي اش را به پات مي ريزد

 

تشنة خاک بوسي نجفم

خاک راهت برات مي ريزد

 

روز محشر ز تار و پود عبات

بادبان نجات مي ريزد

 

همة عمر در پناه توام

شيعة مذهب نگاه توام

 

*

 

عشق و روح و روان پيغمبر

ماه هفت آسمان پيغمبر

 

با تو تکليف عشق روشن شد

آفتاب جهان پيغمبر

 

تار موي تو عروه الوثقي

به تو بسته ست جان پيغمبر

 

ساقي کوثر رسول الله

پدر خاندان پيغمبر

 

جانشيني حق فقط با توست

که تو داري نشان پيغمبر

 

کوثر وصف تو شنيدن داشت

دم به دم از زبان پيغمبر:

 

«أنت خير البشر» علي جانم

«من أبي قد کفر» علي جانم

 

*

 

کعبه و زمزم و صفا حيدر

مروه و مشعر و منا حيدر

 

قبلة مسجد الحرام علي

صاحب خانة خدا حيدر

 

شور اعجاز ليله الاسري

روشني شب حرا حيدر

 

اولين ياور رسول الله

هستي ختم الانبيا حيدر

 

السلام عليک يا مولا

السلام عليک يا حيدر

 

يثرب و کاظمين و سامرّا

نجف و طوس و کربلا حيدر

 

آيه آيه حقيقت جاري

کوثر و قدر و هل أتي حيدر

 

معني روشن کتابُ الله

اي صراطُ السَّعادَه بابُ الله

 

*

 

روشني عبادت زهرا

قامت تو قيامت زهرا

 

مات و مبهوت مانده جبريل از

بي کران ارادت زهرا

 

و غدير نگاه روشن تو

بهترين روز حضرت زهرا

 

ديدني بود در حمايت تو

آن همه استقامت زهرا

 

گفت مختص شيعيان تو است

روز محشر شفاعت زهرا

 

شور لبخند توست يا زهرا

ذکر سربند توست يا زهرا

 

*

 

تو همان کوثر کثيري که

با حق آنقدر هم مسيري که

 

رستگاري ما فقط با توست

و تويي بهترين اميري که

 

هل أتي شرحي از کرامت توست

من همانم همان اسيري که

 

به نگاهت پناه آورده

و تو مولاي دستگيري که

 

دست من را رها نخواهي کرد

آري آنقدر سر به زيري که

 

باور تو براي ما سخت است

تو هماني همان دليري که

 

ضربه هايش به روز بدر و حنين

افضلٌ من عبادت الثقلين

 

*

 

دشمنت گرچه بي عدد باشد

در مسير تو هر که سد باشد

 

رشحة ذوالفقار تو کافي ست

گرچه عَمر بن عبدود باشد

 

پيش تو کمتر از پر کاه است

هرکه در قوم خود اسد باشد

 

اسدالله غالب ميدان

شوکت تو الي الأبد باشد

 

ساحت حيدري چشمانت

دور از هر چه چشم بد باشد

 

تا هميشه امير ما يکتاست

آنچنان که خدا أحد باشد

 

پهلواني که هم رديفت نيست

هيچ جنگ آوري حريفت نيست

 

*

 

جز ولاي تو ائتلافي نيست

نور مطلق که اختلافي نيست

 

اعتقادات بي ولايت تو

به خدا جز خيال بافي نيست

 

پيرهن چاک عشق تو کعبه ست

بي شما قبله و مطافي نيست

 

عالمي بيقرار رجعت توست

آه شصت و سه سال کافي نيست

 

وقت مدح شما قلم لال است

ورنه تقصير اين قوافي نيست

 

شعرهايم اگر چه ناچيز است

دلم از عشق دوست لبريز است

 

کاروان دل

ولى خدا يا جواد الائمه

ولى خدا يا جواد الائمه

محيط سخا، يا جوادالائمه

چه گويم به وصفت كه فرموده آن را

به قرآن خدا، يا جوادالائمه

به كشتى ايمان در امواج طوفان

تويى ناخدا، يا جوادالائمه

چه در هفت گردون، چه در هشت جنت

تويى مقتدا، يا جوادالائمه

سماواتيان راست مدح تو، بر لب

به صبح و مساء، يا جوادالائمه

بود نقش خاك ره كاظمينت

رخ اولياء، يا جواد الائمه

ز شاهيست عارم كه در آستانت

گدايم گدا، يا جوادالائمه

بود بى ولاى تو طاعات عالم

سراسر هبا، يا جواد الائمه

اگر بود واقف زعلمى كه داده

تو را كبريا، يا جوادالائمه

نه بگشودى اندر برت پور اكثم

لب خويش را، يا جوادالائمه

گرم سر جدا گردد از تن، نگردد

دل از تو جدا، يا جوادالائمه

به غير از خدا هر كه گويد ثنايت

بود نارسا يا جوادالائمه

خدا داد پاسخ به هر بينوا كو

تو را زد صدا، يا جوادالائمه

به بازار محشر ولاى تو آدم

به روز جزا، يا جوادالائمه

ثناى تو گويم عصا از تو جويم

به هر دو سرا، يا جوادالائمه

رهايى به مهر تو خواهم كه گشتم

اسير هوا، يا جواد الائمه

خوش آن ملتجى را كه در آستانت

كند التجاء، يا جوادالائمه

جوادى ، جوادى ، گدايم، گدايم

عطا كن ، عطا يا جوادالائمه

بخوان جانب كاظمينم و ز آنجا

ببر كربلا، يا جوادالائمه

بمانم ، بميرم سپس زنده گردم

به مهر شما، يا جوادالائمه

به جان پيمبر به زهراى اطهر

به بابت رضا يا جوادالائمه

مرا تا ابد از صف دوستانت

مگردان جدا، يا جوادالائمه

تهى دستم و هستيم هست، تنها

گناه و رجا، يا جوادالائمه

قدم گشته خم ، پا فرو مانده در گِل

ز بار خطا، يا جوادالائمه