... سخت است

اين روضه ها امروز و فردا کردنش سخت است

بايد بگويم گرچه معنا کردنش سخت است

لکنت گرفته پلک تو  در بين آن کوچه

اين راز سربسته ست افشا کردنش سخت است

چشمي که دست سنگي آن بي حيا بسته

مقداد مي دانست که وا کردنش سخت است

دستي که بين کوچه ها از پا تو را انداخت

فهميد قدّ حيدري تا کردنش سخت است

حالا که داري خواهشي تابوت مي خواهي؟

اسباب مرگ تو !؟ مهيّا کردنش سخت است

با غسل زير پيرهن فکر علي بودي

زخم نود روزه تماشا کردنش سخت است

داغ کبود کوچه ها آنقدر روشن بود

فهميد دست فتنه ، حاشا کردنش سخت است


كاروان دل

از ازل فاطمه مادرم بوده

از ازل فاطمه مادرم بوده
پسرش مونس و دلبرم بوده
روز محشر اگرم پسر نگه
میگه این غلام اکبرم بوده
زیر آتیش گناه و معصیت
بزم ماتم تو سنگرم بوده
اولین خیمه‏ای که برات زدم
با چادر نماز مادرم بوده
با همه شکستگی خوشم بگی
این شکسته کبوترم بوده
بعد مرگم میدونم همه میگن
یا حسین جمله آخرم بوده

السلام علیک یا زینب کبری

عاشقی جز تو در این میکده عالم نیست
هر که از جام ولای تو نزد آدم نیست
در سراپرده سر ازلی و ابدی
همسفر با قدم عشق تو در عالم نیست
ضربان قلب تو بوده هم آهنگ حسین
اینچنین قلب کسی با دگری همدم نیست
هر که جانانه نشد عارف نامت ،زینب
در حریم حرم عشق حسین محرم نیست
زین اب هستی و هم زیور نام حیدر
بی تو در حلقه انگشتری اش خاتم نیست
مصطفا گفت که همپای خدیجه هستی
مادر ام ابیها که کم از مریم نیست
مریم آل علی نام ز حق کمتر توست
او که از قطره دریای تو جز یک نم نیست
شده جبریل ز ابعاد وجودت مبهوت
قدر تو غیر امامت ز برادر کم نیست
ای که گریان شدی از روز ولادت زینب
به جز آغوش برادر به غمت مرهم نیست
هیچ کس غیر تو که نائبه الزهرائی
نسخه ثانی دخت نبی اکرم نیست
زینب از داغ تو و داغ حسین می سوزم
خوشی هر دو جهان بهتر از این یک غم نیست

فاطمیه

این دل از کوچه سخنها دارد**ماجرای گل بطحا دارد
هست این شعر زبان حالم**که در آن ذره ای افشا دارد
چون که دستان خدا بست عدو**دید که یار چو زهرا دارد
آنقدر زد به بر و بازویش**دید او حالت اغما دارد
آنکه می داد به ضارب فرمان**گفت هر چه بزنی جا دارد
ضارب از اشک حسن می خندید**خنده بر گریه چه معنا دارد
حسن از درد به مردم می گفت**مگر این صحنه تماشا دارد
آن یکی گفت که از خیبر و بدر**عقده در سینه ز مولا دارد
مادرم رفت به دنبال علی**زینبش از پی‌اش آوا دارد
ندهم شرح دگر واقعه را**گر چه این داغ بقایا دارد
با که گویم غم آن مسجد را**شرح این غصه درازا دارد