پرواز آسماني او را مَلك نداشت
ماهي كه در اطاعت خورشيد شك نداشت
سنگش زدند و دست ز افشاي شب نَشُست
آن نور ناب واهمه اي از محك نداشت
مهتاب زير سيلي شب بود و آفتاب
حتي دو دست باز براي كمك نداشت
اين بود دستمزد رسالت؟ زمينيان!
اي خلق خيره! دست محمد نمك نداشت؟
ميپرسد از شما كه چه كرديد؟ مردمان
گلدان ياس باغچه من ترَك نداشت
خورشيد و ماه را به زميني فروختند
اي كاش خاك تيره يثرب فدك نداشت
(اميد مهدي نژاد)
ازل براي ابد مُلك لا يزالش بود
چه فرق ميكند آخر كه چند سالش بود؟
حريم عرش خدا بود سقف پروازش
تمام وسعت عالم به زير بالش بود
وجود خون خدا را به شير خود پرورد
بزرگ كرب و بلا طفل خردسالش بود
پس از غروب كه خورشيد راه خانه گرفت
چراغ كوچه شب قامت هلالش بود
زمين شبزده را رشك آسمان ميكرد
اگر فزونتر از آن خطبهها مجالش بود
(اميد مهدي نژاد)
در ميزنند و پشت در آتش به پا شدهست
كوچه به درد ملتهبي مبتلا شدهست
در ميزنند و شهر نفس هم نميكشد
حجم سكوت ممتد بيمنتها شدهست
در را شكستهاند و كسي ضجه ميزند
بر روي شهر وقت نزول بلا شدهست
تكليف يك كبوتر پهلو شكسته چيست؟
وقتي در آشيانهاش آتش به پا شدهست
نفرين به مردمان دغل كار روزگار
كز ظلمشان به آل پيمبر جفا شدهست
(ابراهيم قبله آرباطان)
درد از تمام روزنهها سر كشيده است
پا را ز حد خويش فراتر كشيده است
در امتداد بيكسي روزهاي زخم
ديوار و در براي تو خنجر كشيده است
تقدير زخم خورده، غروب غم تو را
در شعلههاي آتش اين در كشيده است
اين شهر در سكوت فرو رفته، بعد تو
اين زهر را براي ابد سركشيده است
(طيبه تقي زاده)
قلبي شكسته بود، وضويي جبيره شد
سروي نشسته بود، عشايي و تيره شد
اشكي كنار پنجره غلتيد، گر گرفت
آهي به روي آينه افتاد، تيره شد
پهلويي از شقاوت نامحرمي شكست
اشكي براي محرم دردي ذخيره شد
بانويي از تمام دلش چشم بست و رفت
مردي تمام وسعت غم را پذيره شد
اف گفت بر سكوت بني آدم آسمان
نسلي نگاه كرد، گناهي كبيره شد
(اميد مهدي نژاد)
برگرفته از ماهنامه اشارات
ويژه نامه فاطميه
---------------------------------------------------------
--------------------------------------------------------
مطالب بالا ازسایت سبطین کپی شده است
التماس دعا