السلام علیک یا جواد الائمه
به دیوار قفس بشکسته ام بال و پر خود را
زنم تنهای تنها ناله های آخر خود را
قفس را در گشوده صید را آزاد بگذارید
که در کنج قفس نگذاشت جز مشت پر خود را
کنیزان لحظه ای آرام شاید بشنوم یک دم
صدای ناله جانسوز زهرا مادر خود را
لبم خشکیده یارم گشته قاتل حجره در بسته
مگر با قطره اشکی تر نمایم حنجر خود را
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
بس که از آتش غم سوخت سراپای دلم
با نفس شعله برآید ز سویدای دلم
از جگر سوختگی بیشترم سوزاند
خنده و کف زدن همسر من پای دلم
اشک نه خون جگر می چکد از چشمانم
می گدازد رخم رخم از آتش در پای دلم
یک نفر نیست که بر غربت من گریه کند
درد تنهایی من می کشدم وای دلم
هر چه من ناله زدم آب به من خندیدند
مهد در رقص کنیزان شده آوای دلم
گوشه حجره کسی خاک به سر می ریزد
مادرم فاطمه آمد به تمنای دلم
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
مدینه باز دلم گرفت وقتی که اسم تو اومد
بازم غم لاله تو آتیش به قلب همه زد
مدینه باز چشم همه باید بباره اشک خون
آخه دوباره ناله زد یه مادر قامت کمون
مدینه باز به ضجه ای از میون حجره میاد
یه محرم نا محرمی اجرت یه غریب و داد
مدینه باز تازه شد داغ عزای مجتباست
اینکه از پا افتاده نو گل پر پر رضاست
تا که صدای ناله هات دیگه به مردم نرسه
شاید که گفتی اون میون مادر بیا دیگه بسه
ای مادر مهربونم می خوام با تو سفر کنم
می خوام بیام تو آسمون به روی تو نظر کنم
دیگه دم آخرمه جدا میشم من از همه
ببین که ذکر لبمه یا فاطمه یا فاطمه
سلام از اینکه به وبلاگ خودتون سر زدید ممنونیم ما سعی می کنیم در هر مناسبت جدیدترین اشعار و زیباترین سروده ها را برای شما بذاریم کم و کاستی ها را ببخشیدو با نظرات خود ما را همراهی کنید