گردنت رامیشکست!!!
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت ازروزازل مدیون عطریاس بود
ای که ره بستی میان کوچه هابرفاطمه
گردنت رامیشکست آنجا اگرعباس بود
+ نوشته شده در جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ ساعت 2:11 توسط محمد علی صولی
|
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت ازروزازل مدیون عطریاس بود
ای که ره بستی میان کوچه هابرفاطمه
گردنت رامیشکست آنجا اگرعباس بود
نخلی که شکسته است ثمرش را نزنید
مرغی که فتاده است پرش را مزنید
از ما که گذشت مردم بعد از این
مردی که بسته دستش همسرش را مزنید
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
جوانی گر چه می باشد بهار زندگانی را
ولی از بس ستم دیدم نمی خواهم جوانی را
الا ای خاتم پیغمبران برخیز و بین حالم
فلک با رفتننت بگرفت از من شادمانی را
پدر این روزها بنشسته میخوانم نمازم را
مفصل خوان از این مطلب حدیث ناتوانی را
ز چشم کودکانم صورتم را میکنم پنهان
نبینند تا که نیلی این عذار ارغوانی را
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=