با درود بر حضرت ختمی معاب
قاصد آمد امشب از ره با شتاب
پس زد از رخسار زیبایش نقاب
گفت هستم حامل پیغام دوست
نامه ای آورده ام از آن جناب
نامه ای با عطر گل آمیخته
نامه ای خوشبو تر از مشک و گلاب
نام دلبر صبر و تاب از من ربود
گشت در ملک وجودم انقلاب
با دلی لبریز از عشق و امید
مهر از نامه گشودم با شتاب
متن آن نامه ز خط نور بود
این چنین از دوست بر من شد خطاب
بعد بسم الله رحمان رحیم
با درود بر حضرت ختمی معاب
مجلس جشنی است امشب در نجف
از شما دعوت شده با انتخاب
بار دل را جمع کن بهر سفر
عشق هم مسئول ایاب و ذهاب
مجلس امشب به صرف مستی است
ساقی میخانه امضاء بوتراب
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 19:49 توسط عبدالحسین
|
سلام از اینکه به وبلاگ خودتون سر زدید ممنونیم ما سعی می کنیم در هر مناسبت جدیدترین اشعار و زیباترین سروده ها را برای شما بذاریم کم و کاستی ها را ببخشیدو با نظرات خود ما را همراهی کنید