تو صید خونین دهنی-علی اکبر
بسوخت آخر جگرم، بگوی با من سخنی
دریغ منما پسرم، چرا دلم میشکنی؟
جهان همه رفته زهوش، منم سراپا همه گوش
مگر از آن لعل خموش، رسد بگوشم سخنی
تو صید خونین دهنی، تپیده در خون بدنی
تو میوه قلب منی، عقیق سرخ یمنی
مخور غم ای لاله عذار، خزان ندارد به تو کار
همیشه حسن تو بهار، گل بهشت عدنی
به باغ خلقت گل من، به زندگی حاصل من
زداغ همچون دل من، چراغ بیتالحزنی
بریزد اشک از بصرم که رفته عطشان پسرم
همه تویی در نظرم، همیشه در قلب منی
کند فغان طبع «حسان» که بر لب آب روان
تو را به لب آمده جان، تو تشنه دور از وطنی
حبیب چایچیان
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت 14:0 توسط محمد علی صولی
|
سلام از اینکه به وبلاگ خودتون سر زدید ممنونیم ما سعی می کنیم در هر مناسبت جدیدترین اشعار و زیباترین سروده ها را برای شما بذاریم کم و کاستی ها را ببخشیدو با نظرات خود ما را همراهی کنید